حدود اختیار زوج در مخالفت با تحصیل زوجه با تأکید بر شرط ضمن عقد نکاح: مطالعه تطبیقی در حقوق ایران و افغانستان (با نگاهی به تحولات ۲۰۲۱-۲۰۲۶)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری حقوق خصوصی جامعه المصطفی العالمیه نمایندگی گلستان

2 استادیار، جامعه المصطفی العالمیه نمایندگی گلستان، گلستان، ایران.

3 استادیار، گروه حقوق و علوم سیاسی جامعه المصطفی العالمیه نمایندگی گلستان، گلستان، ایران

10.22091/dplic.2026.15964.1116

چکیده

تحصیل زنان نه‌تنها حق اساسی بشری، بلکه ابزاری کلیدی برای توانمندسازی فردی و اجتماعی است. بااین‌حال، ساختار قوامیت زوج در فقه امامیه و حنفی و لزوم اذن برای خروج زوجه، زمینه‌ساز تعارض این حق با تکالیف زناشویی شده است. پژوهش حاضر با روش تطبیقی-تحلیلی از نوع «بازسازی هنجاری»، مشروعیت و حدود مخالفت زوج با تحصیل زوجه، به‌ویژه در صورت درج شرط حق تحصیل ضمن عقد نکاح را بررسی می‌کند. یافته‌ها نشان می‌دهد در حقوق ایران، شرط تحصیل، شرط فعل صحیح الزام‌آور است و ماده ۱۱۱۷ ق.م تنها در فرض تعارض قطعی با مصالح خانواده (با تفکیک تمکین عام و خاص) به زوج اجازه‌ی منع می‌دهد. در نظام حقوقی پیشین افغانستان، ماده ۶۰۷ قانون مدنی و فقه حنفی صحت این شرط را تأیید می‌کردند. با اعلام ممنوعیت دائمی تحصیل زنان در ژانویه ۲۰۲۶، وضعیت «تعذر وفای به شرط» ناشی از قوه‌ی قاهره‌ی دولتی پدید آمده است که اجرای عملی را متوقف ساخته است. پژوهش با رویکرد «بقای اعتبار هنجاری در وضعیت تعلیق»، بر اعتبار شروط پیشین تأکید کرده و نشان می‌دهد که این شروط، علی‌رغم تعلیق اجرای عملی، اعتبار خود را حفظ کرده و با رفع مانع حکومتی، قابلیت اعاده‌ی اجرا دارند. همچنین درس‌هایی کاربردی برای بازسازی آینده‌ی نظام حقوقی افغانستان در این زمینه ارائه می‌دهد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The Limits of a Husband's Right to Oppose His Wife's Education: A Comparative Analysis of Educational Clauses in Marriage Contracts under Iranian and Afghan Law in Light of the 2021–2026 Legal Developments

نویسندگان [English]

  • Shila Jamshidi 1
  • Naser Nikkho Amiri 2
  • Mohammad Modibo Joni 3
1 PhD student in Private Law, Al-Mustafa International University, Golestan Branch.
2 Assistant Professor, Faculty of Al-Mustafa Al-Alamiyah Society, Golestan Branch, Golestan, Iran
3 Assistant Professor, Faculty of Law and Political Science, Al-Mustafa Al-Alamiyah Society, Golestan Branch, Golestan, Iran
چکیده [English]

Women's education is not only a fundamental human right but also a key instrument for individual and social empowerment. Nevertheless, the structure of the husband's qiwāmah (marital authority) in Imami and Hanafi jurisprudence, together with the requirement of the wife's permission to leave the marital home, has created potential conflicts between this right and marital obligations. Employing a comparative-analytical methodology based on a normative reconstruction approach, this study examines the legitimacy and limits of a husband's opposition to his wife's education, particularly where a contractual clause guaranteeing the wife's right to education has been incorporated into the marriage contract. The findings demonstrate that, under Iranian law, an educational clause constitutes a valid and binding contractual obligation (sharṭ al-fiʿl), while Article 1117 of the Civil Code permits the husband to restrict the wife's educational activities only where they are in clear conflict with the interests of the family, subject to a distinction between general and specific marital duties of obedience. Under Afghanistan's former legal system, Article 607 of the Civil Code and Hanafi jurisprudence likewise recognized the validity of such a contractual condition. However, following the permanent prohibition on women's education announced in January 2026, a situation of impossibility of performance arising from governmental force majeure has emerged, rendering the practical execution of these contractual obligations impossible. Adopting the concept of the "continued normative validity under conditions of suspension," this study argues that previously established educational clauses remain legally valid despite the suspension of their practical enforcement and may once again become enforceable upon the removal of the governmental impediment. The study also offers practical insights for the future reconstruction of Afghanistan's legal framework concerning women's educational rights.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Wife's Education
  • Marriage Contract Clauses
  • Husband's Authority
  • Impossibility of Performance of Contractual Obligations
  • Permission to Leave the Marital Home

نتیجه‌گیری

 پژوهش حاضر با کاربست روش تطبیقیِ «بازسازی هنجاری» و با تفکیک زمانیِ دو مقطع پیش و پس از ممنوعیت ۲۰۲۶ در افغانستان، نشان داد که شرط حق تحصیل زوجه در هر دو نظام حقوقی ایران و افغانستان (پیشین) از مشروعیت شرعی و اعتبار هنجاریِ قانونی برخوردار است. با این حال، این اعتبار در عرصه‌ی عمل با دو نوع مانع مواجه می‌شود: مانع فردی (اختیار زوج در منع خروج) و مانع ساختاری (ممنوعیت دولتی). تحلیل حاضر، این دو مانع را جداگانه و با نگاه به ظرفیت شرط برای تحدید هر یک، بررسی کرده است.

در بستر مبانی فقهی و قانونی، قوامیت زوج در هر دو مذهب امامیه و حنفی نه به‌مثابه‌ی حقی برای سلطه، بلکه به‌عنوان وظیفه‌ای برای تدبیر عقلاییِ خانواده تفسیر شده است. ماده ۱۱۱۷ ق.م ایران، با تحدید به «حرفه یا صنعت»، تحصیل را در شمول خود نمی‌گیرد و تنها در صورت تعارض قطعی با مصالح خانواده (با تفکیک تمکین عام و خاص) به زوج اجازه‌ی منع می‌دهد. در نقطه‌ی مقابل، فقه حنفی با توسیع مفهوم «حرج» در ماده‌ی ۱۳۳ قانون مدنی افغانستان، تحصیل را ذیل «خروج ضروری» جای داده و بدین‌سان، امکان مخالفت زوج را با مانع بیشتری روبه‌رو ساخته است. اما فقدان ماده‌ای صریح و شفاف در نظام پیشین افغانستان، تشخیص «حرج» را به عرف و قاضی واگذار کرده بود، که این امر، هم‌زمان امکان تفسیر به‌نفع زوجه و نیز به‌زیان او را در عمل ممکن می‌ساخت.

در سطح تأثیر شرط بر تحدید اختیار زوج، شرط تحصیل – چه در قالب شرط فعل (تعهد به عدم ممانعت) و چه در قالب شرط نتیجه (اذن دائم) – «حق منع» پیش‌فرض زوج را به حقی محدود و مشروط فروکاسته و بار اثبات ضرر را در صورت وجود شرط، بر دوش زوج نهاده است. این تحول، در هر دو نظام حقوقی و نیز در رویه‌ی قضایی ایران مورد پذیرش قرار گرفته است. با این حال، شرط تحصیل به‌خودی‌خود، هیچ‌گونه الزامی برای تأمین هزینه‌های تحصیل یا مهاجرت ایجاد نمی‌کند و چنین تکلیفی، نیازمند تصریحِ صریح در متن شرط است.

در حوزه‌ی ضمانت‌اجراها، حقوق ایران از چارچوب نسبتاً کاملی از ضمانت‌اجراهای مدنی (الزام به وفا، انجام فعل به هزینه‌ی زوج، مطالبه‌ی خسارت مادی و معنوی و طلاق قضایی) برخوردار است، اما در قیاس با نظام پیشین افغانستان که ممانعت از تحصیل را در ماده‌ی ۱۷ قانون منع خشونت، جرم انگاری کرده بود، حقوق ایران از ضمانت‌اجرای کیفریِ مستقل بی‌بهره است. با این حال، نمی‌توان این خلأ را بدون تبیینِ شرایط و تفکیکِ مواردِ ممانعتِ موجه از ناموجه، صرفاً «خلأ» تلقی کرد؛ چراکه ممانعت از تحصیل در برخی مصادیق، در چارچوب اختیارات قانونی زوج قرار می‌گیرد. رویه‌ی قضایی ایران نیز با صدور آرای معدود و پراکنده، ممانعتِ مستمر و بی‌دلیل را ذیل عسر و حرج پذیرفته، اما این آراء هنوز به سطح «رویه‌ی قضاییِ مستقر» نرسیده و عواملی چون مقطع تحصیلی، وضعیت فرزندان و امکان مهاجرت را در تشخیص خود به‌کار نگرفته‌اند؛ عاملی که در ساختار استدلال حقوقیِ این حوزه، کماکان نیازمند بسط نظری و تجربی است.

در مورد ممنوعیت ۲۰۲۶ افغانستان، پژوهش نشان می‌دهد که این ممنوعیت، به‌مثابه‌ی مانعی ساختاری از جنس قوه‌ی قاهره عمل کرده و ماهیت امر را از «تخلف زوج» به «تعذر وفای به شرط» تغییر داده است. از منظر فقه حنفی، ترس از حاکمیتِ موجود، عذری موجه برای عدم اجازه محسوب می‌شود، اما به معنای زوال حق زوجه نیست. قواعد «لاحرج» و «ما لا یُدرَک کلّه لا یُترَک کلّه» در این میان، هم عذر زوج را می‌پذیرند و هم از سقوط کامل شرط جلوگیری می‌کنند. رویکرد «بقای اعتبار هنجاری در وضعیت تعلیق» نشان می‌دهد که اسناد نکاحیه‌ی حاوی شرط تحصیل، به‌رغم تعلیق اجرا، اعتبار خود را حفظ کرده‌اند و در صورت بازگشت به نظم حقوقیِ پیشین، قابلیتِ اعاده‌ی اجرا و مطالبه‌ی خسارت خواهند داشت. این وضعیت، شرط تحصیل را نه به‌عنوان «حق مرده»، بلکه به‌سان «حقی با اعتبارِ معلق» معرفی می‌کند که در انتظارِ رفعِ مانع دولتی و تغییرِ بسترِ حقوقی باقی می‌ماند.

در جمع‌بندی، مقاله نشان می‌دهد که شرط حق تحصیل، مؤثرترین ابزار قراردادی برای توازن‌بخشی به اختیار زوج در برابر حقوق فردی زوجه است، اما کارآمدی آن در گرو سه مؤلفه‌ی اصلی است: شفافیتِ محتوایی شرط (تفکیکِ صریح میان عدم ممانعت، تأمین هزینه و تسهیل مهاجرت)، تفکیکِ مصادیقِ تحصیلی (تفاوت در مکان و مقطع تحصیل و وضعیت خانواده)، و وجود ضمانت‌اجراهای متناسب (مدنی و در موارد شدید، کیفری). بازنگری در هر یک از این سطوح، برای بهبود کارایی شرط تحصیل در چارچوب‌های حقوقی موجود، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر است.

پیشنهادات

برای نظام حقوقی ایران: 

۱. الزام دفاتر ثبت ازدواج به ارائه گزینه «شرط حق تحصیل» به عنوان یک بند پیش‌فرض در نکاحنامه، مشابه شرط تنصیف اموال.

۲. تدوین دستورالعملی برای قضات خانواده که در آن معیارهای «تعارض واقعی با مصالح خانواده» به صورت مثبت و محدود تعریف شود تا از تفسیرهای سلیقه‌ای جلوگیری گردد.

برای افغانستان (در افق بازسازی آینده): 

۱. بازگرداندن اعتبار قانون اساسی ۱۳۸۲ و قانون مدنی ۱۳۵۵ و تصریح به این که تمام شروط نکاحیه منعقده در دوره پیشین (از جمله شرط تحصیل) معتبر و لازمالاجرا هستند. 

۲. ایجاد «کمیسیون جبران خسارت آموزشی» برای زنانی که در دوران ممنوعیت از تحصیل بازمانده‌اند تا بتوانند با استناد به شروط نکاحیه، از دولت آینده و (در موارد همکاری) از زوج سابق خود مطالبه خسارت نمایند. 

۳. پیگرد کیفری مقامات طالبان که مستقیماً مسئول ممنوعیت تحصیل بوده‌اند، از طریق دیوان بین‌المللی کیفری (ICC) بر اساس جنایت علیه بشریت (محرومیت سیستماتیک از حق آموزش

قرآن کریم
اسدى، لیلا سادات، 1385، اشتغال زنان در خانواده، ماهنامه دادرسى، 10(55)، ص 68-73.
افتخار جهرمى، گودرز،  داودى، مجید، 1390، اشتغال زن و نقش اجازه شوهر در آن، مجله پژوهش هاى فقه وحقوق اسلامى، 8(26)، ص 9-20.
الدویش، أحمد بن عبد الرزاق (گردآورنده)، 1998، فتاوى اللجنة الدائمة للبحوث العلمیة والإفتاء، ج12، ریاض: دار المؤید.
الزحیلی، وهبة، 1997، الفقه الاسلامی و ادلته، ج4، بیروت: دارالفکر المعاصر.
الزحیلی، وهبه، 1427، فتاوى معاصرة، تحریر: محمد وهبی سلیمان، دمشق: دار الفکر.
انصارى، مرتضى بن محمدامین، 1415، المکاسب، ج4، قم: چاپخانه امیر المؤمنین (ع).
جمشیدی، شیلا، 1404، موقعیت زوجه در انحلال نکاح در حقوق ایران و فقه اسلامی با نگاه به کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان، پایان نامه کارشناسی ارشد، جامعه المصطفی العالمیه گلستان.
حسینی سیستانی، سیدعلی، 1403، توضیح المسائل جامع، ج4، مشهد: دفتر مرجع عالیقدر حاج سید علی حسینی سیستانی.
خلاف، عبدالوهاب، 1410، احکام الاحوال الشخصیة فی الشریعة الاسلامیة، کویت:دارالقلم.
خلیلی، جلیل احمد، 1399، شروط ضمن عقد نکاح در فقه حنفی و قانون مدنی افغانستان، مجله غالب، 12(4)، 50‑72.
خمینی ،روح الله، 1421، تحریرالوسیله، ج2، تهران: نشر آثار امام خمینی.
خمینی، روح الله، 1396، استفتائات امام خمینی، ج15، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
دری صفت، فائزه، 1401، نقد و بررسی فقهی حقوقی شروط ضمن عقد نکاح در سند رسمی ازدواج، تمدن حقوقی، 13(5)، ص79-96.
سرخوش، جواد، محمدی، فاطمه، طایفی، فاطمه، 1404، ارزیابی مشروعیت مخالفت زوج با اشتغال زوجه با وجود شرط حق اشتغال وی ضمن عقد نکاح، فصلنامه فقه و حقوق خانواده، 30(83)، ص5-29.
شهیدی، مهدی، 1401، آثار قراردادها و تعهدات، ج3، تهران: مجد.
شهیدی، مهدی، 1403، حقوق مدنی 3 (تعهدات)، تهران: مجد.
صفایی، سید حسین، 1400، قواعد عمومی قراردادها، تهران: میزان.
فاضل لنکرانی، محمد، 1379،جامع المسائل استفتائات، قم: مهر.
قرضاوی، یوسف، بی تا، من هدى الاسلام فتاوى المعاصرة، قاهره: دار القلم للنشر والتوزیع.
کاسانی، علاءالدین ابوبکر بن مسعود، 1406، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، ج1، بیروت: دار الکتب العلمیة.
کلینی، محمد بن یعقوب، 1407، ج5، الکافی، قم:دارالحدیث.
کیایی، زهرا، چوپانی، حبیب الله، 1400، سوء استفاده از حق زوج در منع تحصیل زوجه، پنجمین کنفرانس ملی حقوق در چشم انداز 1404.
مرغینانی، برهان الدین علی بن ابی بکر، 1418، الهدایة شرح بدایة المبتدی، ج2، بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
محقق داماد ، سید مصطفی ، 1379، بررسی فقهی و حقوقی خانواده ، تهران: نشر علوم اسلامی.
موگویی، حاجی علی، 1393، قاعده عسر و حرج و حق زنان در طلاق، تهران: اطلاعات.
میرحسینی، سیداحمد، میرحسینی، سیده فاطمه، 1394، بررسی شرط عدم مخالفت زوج با تحصیل زوجه ضمن عقد نکاح، پژوهش های فقهی، 3(11)، ص601-624.
ناظمی هرندی، حمیدرضا، نصیران، داود، مهدوی، سید محمد هادی، 1402، حق اشتغال زوجه و چگونگی تزاحم آن با حق تمکین زوج در متون تاریخی فقهی، نشریه تاریخ، 18(70)، ص153-176.
 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران (مصوب 1358 با اصلاحات بعدی).
قانون حمایت از خانواده (مصوب 1391).
قانون اساسی افغانستان (مصوب 1382 ه.ش / 2004 م).
قانون مدنی افغانستان (مصوب 1355 ه.ش / 1976 م).
قانون منع خشونت علیه زن (مصوب 1388 ه.ش / 2009 م).
نظامنامه سند نکاحیه (وزارت عدلیه افغانستان، مصوب ۱۳۸۹).
کنوانسیون رفع هرگونه تبعیض علیه زنان (CEDAW). (مصوب 1979؛ افغانستان در 1381/2003 آن را تصویب کرد، ایران آن را امضاء نکرده است).
اعلامیه جهانی حقوق بشر (مصوب 1948).
دادنامه شماره ۹۵۰۹۹۷۰۲۲۴۷۰۰۰۸۵ مورخ ۱۳۹۵/۰۱/۲۱ صادره از دادگاه تجدیدنظر استان (در دسترس از پایگاه اطلاع‌رسانی قوه قضاییه / سامانه ملی آرای قضایی).
 
Afghanistan Human Rights Center. (2024). The Status of Women’s Rights After 2021: Marriage Documents and Conditional Clauses. Kabul (virtual publication).
UN Human Rights Council. (2026). Report on the Permanent Ban of Women’s Education in Afghanistan (A/HRC/52/2026).
UN Security Council. (2026). Resolution 2721 on the Situation in Afghanistan (S/RES/2721).