بررسی رابطه مفهوم حجر و قیم در فقه اسلامی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه فقه و حقوق دانشگاه شهید مطهری، تهران، ایران.

چکیده

یکی از مهم­ترین مباحث پیرامون افراد محجور و بی­ سرپرست، بحث قیم است. این مسأله به شکل ویژه­ای در فقه اسلامی موردبحث و بررسی قرار گرفته است و هدف از آن، شناخت افراد محجور و همچنین وظایف و حدود اختیارات قیم یا سرپرست است. در این مقاله سعی شده است با روش توصیفی - تحلیلی، مباحث پیرامون محجورین و قیم را در کتب فقهی امامیه و آثار فقهی اهل‌سنت مورد ارزیابی و پژوهش قرار داده و به‌صورت تطبیقی مورد بررسی قرار گرفته شده است. دراین‌خصوص دریافت شد که در خصوص صحت اعمال صغیر غیرممیز در نزد امامیه و اهل‌سنت همگی قائل به بطلان هستند، اما در زمینه صحت اعمال صغیر ممیز امامیه اعمال غیرمالی را صحیح و مالی را منوط به اذن ولی دانسته، ولی اهل‌سنت مطلقاً منوط به اذن ولی می‌داند. در خصوص سن بلوغ اختلاف است امامیه نظر واحد دارند؛ ولی فقهای اهل‌سنت اختلاف دارند. برای خروج سفیه از حجر فقهای اسلامی قائل به بالغ‌شدن و رشد هستند و البته برخی از امامیه عدالت را شرط دانسته‌اند. در خصوص زمان اختبار، فقهای اسلامی قائل به اختبار قبل از بلوغ و عدم کفایت یک‌مرتبه هستند. اما برخی از فقهای شافعی اختبار بعد از بلوغ را مطرح کرده‌اند. در خصوص قیم، همگی پدر یا جد پدری را می‌دانند یا کسی که از طرف آنها نصب می‌شود، در غیر این صورت حاکم شرع یا قاضی ولی او است و اینکه حدود اختیارات قیم را مقید به مصلحت محجور می‌دانند. در حقوق مدنی عراق در به‌عنوان یک کشور اسلامی، ذیل مواد 94 و 95 حجر را تعریف نموده و به دودسته تقسیم کرده است و همچنین در خلال ماده 111 به طی مراتبط محجور اشاره شده است.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Examining the relationship between the concept of Hajr and Qayyim in Islamic jurisprudence

نویسنده [English]

  • Davud Hassanpur
Assistant Professor of Jurisprudence and Law of Shahid Motahari University. Tehran . Iran
چکیده [English]

 One of the most important discussions about mahjoor and homeless people is the discussion of guardians. This issue has been discussed and studied in a special way in Islamic jurisprudence and its purpose is to know the deprived people as well as the duties and limits of the qayyim's authority. In this article, an attempt has been made to evaluate and research the topics related to Mahjurin and Qayyim in Imamiya jurisprudence books and Sunni jurisprudence works with a descriptive-analytical method, and it has been investigated in a comparative manner. In this regard, it was found that regarding the authenticity of small non-distinguished acts in the eyes of the Imamiyyah and the Sunnis, they all believe that they are null and void, but regarding the validity of minor non-distinguished acts, the Imamiyyah considers non-financial actions to be correct and financial actions subject to the permission of the guardian, but the Sunnis consider them to be absolutely subject to the permission of the guardian. . Regarding the age of puberty, there is a difference; But Sunni jurists differ. Islamic jurists believe that maturing and growing up is necessary for the safiyah to come out of the stone, and of course, some of the Imamiyya have considered justice as a condition. Regarding the time of testing, Islamic jurists consider testing before puberty and lack of one-time qualification. But some Shafi'i jurists have proposed the test after puberty. Regarding the guardian, they all know the father or paternal ancestor or the person who is installed on their behalf, otherwise the ruler of Sharia or the judge is his guardian, and they consider the limits of the guardian's authority to be bound by the expediency of the guardian. In the civil rights of Iraq, as an Islamic country, under articles 94 and 95, Hajr has been defined and divided into two categories, and it has also been mentioned in Article 111 about the status of Mahjoor.

کلیدواژه‌ها [English]

  • guardian
  • Abandoned
  • Child
  • stupid
  • rightly guided

  نتیجه‌گیری

 باتوجه‌به مسائلی که موردبحث و بررسی قرار گرفت، مشخص شد که در خصوص فهم و شناخت قیم، بایستی ابتدا تعریفی از حجر و محجور را در اختیار داشته باشیم. همچنین تمامی فقهای مذاهب برای محجوریت اشخاص، اسبابی را ذکر کرده­اند که وجه مشترک اکثر این اسباب در دو عنوان صبی و سفیه خلاصه شد و هر یک در فقه امامیه و اهل‌سنت مورد بررسی قرار گرفت و این نتیجه حاصل شد که اعمال و معاملات صرفاً نافع صبی ممیز صحیح بوده و سایر معاملات او با اذن ولی جایز است و در خصوص صبی غیرممیز نیز تمامی اعمال او باطل است. همچنین، پس از بلوغ شخص، بایستی رشد شخص نیز محرز شود و کسی که چنین صفتی را نداشته باشد، سفیه بوده و اعمال و معاملات مالی او غیرنافذ هستند و این محجوریت برای او از جهت رعایت مصلحت اوست.

 پس از شناخت مفهوم حجر، اشخاص محجور و بررسی نظرات فقهای امامیه و اهل‌سنت پیرامون بحث قیم، به این نتیجه رسیدیم که قیم باید در ابتدای هر عمل خود، مصلحت محجور یا مولی‌علیه را رعایت کند، در غیر این صورت عمل او غیرنافذ بوده و مستوجب ضمان خواهد بود. همچنین بیان شد که قیم می­تواند در برابر عمل خود اجرت بگیرد و این مسأله دو صورت داشت که اولاً اگر قیم شخصی فقیر و نیازمند باشد، باید به‌قدر کفایت اجرت‌المثل بگیرد و اگر غنی و ثروتمند باشد، مستحب است که چیزی نگیرد و آن را ببخشد. همچنین دانستیم که در فقه اهل‌سنت، بسیار تأکید شده است که قیم بایستی توسط قاضی یا حاکم شرع معین شود، البته این امکان برای ولی شخص محجور نیز به‌وسیله وصیت وجود دارد. همچنین معاملات قیم درصورتی‌که مولی‌علیه هنوز به بلوغ نرسیده است، توسط خود قیم نافذ می­شوند و اگر به سن بلوغ برسد، علاوه بر اذن قیم، نیازمند اجازه قاضی یا حاکم شرع نیز است. در آخر نیز بیان شد که اگر مولی‌علیه پس از بلوغ، رشید شود و اموالش به او بازگردانده شود، از تحت ولایت خارج می­شود، در غیر این صورت همچنان تحت ولایت قیم باقی خواهد ماند.

 به‌طورکلی با بررسی تمامی آراء و نظرات فقهای امامیه و اهل‌سنت در این مسأله، می­توان فهمید؛ اولاً وجود قیم و قیمومت، نیازمند وجود شخص محجور است و همان‌طور که گفته شد، میان آن­ها رابطه التزامی برقرار است، دوم آن که نظرات فقهای اسلامی در بسیاری از موارد با یکدیگر مشترک و هم­سویی داشته و تنها در برخی موارد جزئی و نادر با یکدیگر اختلاف‌نظر دارند و این نشانی از وجود وحدت مذاهب در جهان اسلام است.

قانون مدنی کشور عراق، به‌عنوان کشوری اسلامی، در ماده 94 و 95 قانون مدنی، به مسئله حجر قضایی و حکمی اشاره کرده است و پس از تعریف محجور، در ماده 111 ق.م.ع به شیوه مراحلی که باید محجورین در اداره اموال و ... طی کنند نیز اشاره شده است که در ارتباط با مسائل ولایت، قیومیت و وصایت می‌باشند.

قرآن کریم
قانون الاحوال الشخصیه العراقی رقم 188 سنه 1959 م.
1) فارسی
1- صفایی سیدحسین (1392)، قاسم زاده سیدمرتضی، حقوق مدنی: اشخاص و محجورین، تهران، سمت، چ نوزدهم.
2- عمید حسن (1389)، فرهنگ فارسی عمید، تهران، راه رشد.
3- معین محمد (1381)، فرهنگ معین، تهران، ادنا.
4- هاشمی شاهرودی محمود (1382)، فرهنگ فقه مطابق مذهب اهل بیت علیهم السلام، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت، ج 6.
2) عربی
5- ابن ابی‌جمهور (1403 ق)، عوالی اللئالی العزیزیة فی الأحادیث الدینیة، قم، مؤسسه سید الشهداء، ج 1.
6- ابن ادریس حلی (1410 ق)، السرائر الحاوی لتحریر الفتاوی، قم، مؤسسة النشر الاسلامی التابعة لجماعة المدرسین، ج 2، چ دوم.
8- ابن‌جنید اسکافی (1416 ق)، مجموعة فتاوی إبن الجنید، قم، مؤسسة النشر الإسلامی.
9- ابن رشد (1995 م)، بدایة المجتهد و نهایه المقتصد، بیروت، دار الفکر، ج 2.
10- ابن شاس (1423 ق)، عقد الجواهر الثمینة فی مذهب عالم المدینة، بیروت، دار الغرب الإسلامی، ج 2.
11- ابن عابدین (1415 ق)، حاشیة رد المحتار، بیروت، دارالفکر، ج 6.
12- ابن عابدین (1412 ق)، رد المحتار علی الدر المختار، بیروت، دارالفکر، ج 6، چ دوم،.
13- ابن قدامه (1386 ق)، الشرح الکبیر، قم، مرکز اطلاعات و مدارک اسلامی، ج 6، چ نخست.
14- ابن قدامه (1388 ق)، المغنی، مصر، مکتبة القاهرة، ج 4.
15- ابن مفلح (1418 ق)، المبدع فی شرح المقنع، بیروت، دار الکتب العلمیة، ج 4، چ نخست.
17- الحطاب الرعینی (1412 ق)، مواهب الجلیل فی شرح مختصر خلیل، بیروت، دارالفکر، ج 6، چ سوم.
18- الزبیدی مرتضی (1385 ق)، تاج العروس من جواهر القاموس، بیروت، دارالهدایه، ج 19.
19- آل عصفور حسین بن محمد (بی تا)، الأنوار اللوامع فی شرح مفاتیح الشرائع، قم، المیرزا محسن آل عصفور، ج 13.
20- العمرانی یحیی بن أبی الخیر (1421 ق)، البیان فی مذهب الامام الشافعی، بیروت، دارالمنهاج، ج 6، چ نخست.
21- آل‌کاشف‌الغطاء (1422 ق)، تحریر المجله، قم، المجمع العالمی للتقریب بین المذاهب الإسلامیة، ج 3.
22- آل مبارک الاحسائی (1415 ق)‌، تبیین المسالک شرح تدریب السالک الی اقرب المسالک، بیروت، دارالغرب الاسلامی، ج 3.
23- الموصلی ابن مودود (1356 ق)، الاختیار لتعلیل المختار، القاهره، مطبعة الحلبی، ج 2.
24- النووی أبو زکریا (1412 ق)، روضة الطالبین و عمدة المفتین، بیروت، المکتب الإسلامی، ج 4.
25- النووی یحیی بن شرف (1427 ق)، المجموع شرح المهذب، بیروت، دارالفکر، ج 14.
26- انصاری قدرت الله (1429 ق)، موسوعة أحکام الأطفال و أدلتها، قم، مرکز فقهی ائمه اطهار، ج 6.
27- انصاری مرتضی (1415 ق)، المکاسب، قم، المؤتمر العالمی بمناسبة الذکری المئویة الثانیة لمیلاد الشیخ الأعظم الأنصاری، ج 2 و 3.
28- بحرالعلوم (1362 ق)، بلغة الفقیه، تهران، مکتبة الصادق، ج 3.
29- بحرانی یوسف بن احمد (1363 ق)، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج 18 و 20.
30- جمال الدین ابن منظور (1414 ق)، لسان العرب، بیروت، دار صادر، ج 3، چ سوم.
31- حر عاملی (1416 ق)، تفصیل وسائل الشیعة إلی تحصیل مسائل الشریعة، قم، مؤسسة آل البیت لإحیاء التراث، ج 13، 17 و 19.
32- خطیب شربینی (1421 ق)، مغنی المحتاج الی معرفه معانی الفاظ المنهاج، بیروت، دار الکتب العلمیة، ج 2.
33- خمینی روح الله (1392 ش)، تحریر الوسیلة، تهران، مؤسسة تنظیم و نشر آثار الإمام الخمینی، ج 2.
34- رافعی قزوینی (1417 ق)، العزیز شرح الوجیز، بیروت، دار الکتب العلمیة، ج 5.
35- شمس الأئمة السرخسی (1414 ق)، المبسوط، بیروت، دار المعرفة، ج 24.
36- شهید اول (1400 ق)، القواعد و الفوائد، قم، کتابفروشی مفید، ج 1، چ نخست.
37- شهید اول (1411 ق)، اللمعه الدمشقیه، بیروت، دار الفکر، چ نخست.
39- شهید ثانی (1410 ق)، الروضة البهیة فی شرح اللمعة الدمشقیة، قم، مکتبة الداوری، ج 1.
40- شهید ثانی (1381 ق)، مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم، موسسه المعارف الاسلامیه، ج 4 و 8.
41- شیرازی ابراهیم بن علی (1424 ق)، المهذب فی فقة الإمام الشافعی، بیروت، دارالمعرفه، ج 1.
42- صاحب جواهر (بی تا)، جواهر الکلام (ط. القدیمة)، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ج 26.
43- صاحب جواهر (1401 ق)، جواهر الکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت، دار إحیاء التراث العربی، ج 26 و 32، چ هفتم،.
44- طریحی فخرالدین بن محمدعلی (1362 ش)، مجمع البحرین، تهران، مرتضوی، ج 3.
45- شیخ طوسی (1400 ق)، النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت، دار الکتاب العربی.
46- علامه حلی (1420 ق)، تحریر الأحکام الشرعیة علی مذهب الإمامیة، قم، مؤسسة الإمام الصادق، ج 2.
47- علامه حلی (1414 ق)، تذکرة الفقهاء، قم، مؤسسة آل البیت علیهم السلام لإحیاء التراث، ج 14، چ نخست.
48- علامه حلی (1374 ق)، مختلف الشیعة فی أحکام الشریعة، قم، جماعة المدرسین فی الحوزة العلمیة بقم. مؤسسة النشر الإسلامی، ج 5.
49- غزالی (1417 ق)، الوسیط فی المذهب، قاهره، دارالسلام، ج 5، چ نخست.
50- فاضل مقداد (1361 ش)، نضد القواعد الفقهیة علی مذهب الإمامیة، قم، کتابخانه عمومی حضرت آیت الله العظمی مرعشی نجفی، چ نخست.
51- کاسانی مسعود بن احمد (1403 ق)، بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بیروت، دار الکتب العلمیة، ج 3 و 10.
52- کاشف الغطاء (۱۳۵۹ ق)، تحریر المجلة، قم، مؤسسة الامام الصادق، ج 2.
53- کلینی (1387 ق)، الکافی، قم، مؤسسه علمی فرهنگی دار الحدیث، ج 13.
54- نیآوردی علی بن محمد (1414 ق)، الحاوی الکبیر فی فقه مذهب الإمام الشافعی وهو شرح مختصر المزنی، بیروت، دارالکتب العلمیه، ج 6 و 8، چ نخست.
55- محقق ثانی (1414 ق)، جامع المقاصد فی شرح القواعد، قم، مؤسسه آل البیت، ج 5، چ دوم.
56- محقق حلی (1376 ش)، المختصر النافع فی فقه الإمامیة، قم، مطبوعات دینی، ج 1.
57- محقق حلی (1408 ق)، شرائع الاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم، اسماعیلیان، ج 2، چ دوم.
58- محقق سبزواری (1381 ق)، کفایة الفقه، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج 1.
59- مرغینانی أبو الحسن (1440 ق)، الهدایة فی شرح بدایة المبتدی، بیروت، دار احیاء التراث العربی، ج 3.
35- مرداوی سلیمان بن احمد (1418 ق)، الانصاف فی معرفه الراجح من الخلاف علی مذهب الامام حنبل، بیروت، دار الکتب العلمیة، ج 5.
60- مقدس اردبیلی (بی تا)، زبدة البیان فی أحکام القرآن، تهران، مکتبة المرتضویة.
61- مقدس اردبیلی (1379 ش)، مجمع الفائده و البرهان فی شرح ارشاد الاذهان، قم، دفتر انتشارات اسلامی جامعه مدرسین حوزه علمیه قم، ج 9، چ سوم.
62- موسوی خوانساری (1355 ق)، جامع المدارک فی شرح المختصر النافع، تهران، مکتبة الصدوق، ج 3.
63- موسوی سبزواری عبدالاعلی (1413 ق)، مهذب الأحکام فی بیان الحلال و الحرام، قم، السید عبد الاعلی السبزواری، ج 28.
64- جمعی از پژوهشگران (1423 ق)، موسوعة الفقه الإسلامی طبقا لمذهب أهل البیت علیهم السلام، قم، مؤسسه دائرة المعارف فقه اسلامی بر مذهب اهل بیت، ج 22.
65- میرزای قمی (1371 ش)، جامع الشتات، تهران، کیهان، ج 2.
66- یزدی محمد کاظم (1421 ق)، العروة الوثقی (عدة من الفقهاء، جامعه مدرسین)، قم، مؤسسة النشر الإسلامی، ج 2.