بازپژوهی فقهی حقوقی مفهوم اذن با نگاهی تطبیقی به دکترین حقوقی مصر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استاد فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران

2 کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

10.22091/dplic.2026.16276.1125

چکیده

مقاله پیش رو با عنوان بازپژوهی فقهی حقوقی مفهوم اذن با نگاهی تطبیقی به دکترین حقوقی مصر درصدد است تا به مفهوم  اذن که به عنوان مساله ای مهم و پرکاربرد در فقه و حقوق اسلامی مطرح است، بپردازد. فقیهان و حقوقدانان در مورد ماهیت اذن اظهارنظر های متفاوتی ارائه نموده اند؛ فقیهان اذن را در معانی مختلفی همچون اجازه انشایی و اعلام رضایت بیان نموده اند و حقوقدانان نیز بین مقوله انشائی بودن یا غیر انشائی بودن مرتکب خلط شدند؛ باتوجه به کاربردهای مختلف اذن، این پرسش مطرح است که اساسا ماهیت اذن چیست و چه ارتباطی میان مفاهیم مختلف اذن برقرار است؟ اولین گام در جهت بازپژوهی مفهوم اذن، شناخت و تبیین ماهیت آن است؛ ماهیتی که جنبه انشایی داشته و با این عنصر اصلی باید مورد بازتعریف قرار گیرد و چون در غالب تعریف های مطرح بر این عنصر تمرکز لازم صورت نگرفته از این رو برای درک درست از مفهوم مورد بحث، بازنگری در مفهوم قرانی، فقهی و حقوقی آن با توجه به عنصر یاد شده، اهمیت دارد. هدف از پژوهش حاضر آن است تا به روش تحلیلی توصیفی و استفاده از داده‌های کتابخانه ای اعم از واقعی و سایبری به واکاوی مفهوم اذن در حقوق اسلامی ایران و بررسی تطبیقی آن با حقوق مصر پرداخته و مبادرت به استخراج دلالت‌گرهای آن و بررسی نظریات مختلف در مورد آن بنماید.
 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

A jurisprudential re-examination of the concept of permission with a critical approach

نویسندگان [English]

  • Mohammad Rasoul Ahangaran 1
  • Zahra Hedayati 2
1 Professor of Jurisprudence and Fundamentals of Islamic Law, University of Tehran
2 Master's degree, University of Tehran, Tehran, Iran.
چکیده [English]

 
This article, entitled "A Jurisprudential and Legal Reappraisal of the Concept of Permission (Idhn): A Critical Approach," seeks to re-examine the concept of idhn (permission), a fundamental and widely applied notion in Islamic jurisprudence and law. Muslim jurists and legal scholars have advanced divergent views regarding its legal nature: classical jurists have employed the term in various senses, including constitutive authorization and the expression of consent, whereas contemporary legal scholars have often conflated its constitutive and non-constitutive dimensions. In light of the diverse applications of idhn, the present study addresses the fundamental questions of its true legal nature and the relationship among its various conceptual manifestations. It argues that the first step toward a proper understanding of idhn is to clarify its juridical nature, maintaining that idhn is inherently a constitutive (inshāʾī) legal act and should therefore be redefined on the basis of this essential characteristic. Since most existing Qur'anic, jurisprudential, and legal definitions fail to give due consideration to this constitutive element, a critical reappraisal of the concept is necessary. Employing a descriptive-analytical methodology and drawing upon both conventional library sources and digital academic materials, the article identifies the defining legal indicators of idhn, critically evaluates the principal doctrinal theories concerning its nature, and proposes a more coherent conceptual framework for understanding idhn within Islamic legal thought.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • consent
  • essay
  • permission
  • conception

نتیجه‌گیری

1. با تأمل در سیاق آیات قرآن،‌ می‌توان دریافت که اذن وسیع­تر از استعمالات عرفی دنیوی و امور اعتباری است و در اکثر آیات شریفه اذن تکوینی و در مورد اراده الهی است یعنی هیچ حادثه‌ای در جهان بدون اذن خداوند اتفاق نمی‌افتد.

2. نظریات فقهی پیرامون اذن عناصری مانند اراده، رضایت، رخصت، امضاء، حکم، انشاء اباحه و اجازه را مورد تأکید قرارداده‌اند و در عین حال به معنای جامع میان آنها نیز تأکید دارند که عبارت است از «اعطای اختیار و انشاء آن از ناحیه فرد یا افرادی که به طور ذاتی از این امتیاز برخوردارند به شخصی که فاقد آن است». اما از آنجا که اذن مظهر و مبین قصد و اراده است از نظر فقهی در قالب­های متفاوتی ظاهر می‌شود و لذا اذن در فقه حیثیات مختلفی دارد و بدین سبب هر کدام از معانی فقهی اذن به تناسب و شواهد حال و با توجه به قرائن و ادله فقهی به کاربرده می‌شوند، تا با روشن­ شدن دقیق موضوع حکم شرعی، اثر حکم بر آن مترتب گردد. در واقع نقطه اشتراک این الفاظ اذن است و اذن مشترک معنوی میان آنهاست بنابراین ما از یک طرف عینیت این مفاهیم با اذن را می‌پذیریم و از طرفی منکر تفاوت اذن با این معانی نیستیم.

3. نظریات حقوقی پیرامون اذن در دو دیدگاه عمل حقوقی و واقعه حقوقی خلاصه می‌گردد. نویسندگان معتقدند که انتخاب دیدگاه عمل حقوقی وجیه به نظر می‌رسد و اذن را به این صورت تعریف کرده‌اند:«اذن، ابراز اراده­ای است که به طور مستقیم و با قصد ایجاد اثر حقوقی و برداشتن مانع صورت می‌گیرد». از این جهت که اگر فردی در کاری به دیگری اجازه بدهد، این اذن به اراده انشایی او ایجاد شده است و شارع به آن اعتبار می‌بخشد.

4. در مورد آثار اذن، اذن هم مسئولیت مدنی (ضمان) را برمی‌دارد و هم مشروعیت قانونی به فعل می‌بخشد.

5. نظام حقوقی ایران و مصر در تحلیل ماهوی اذن همگرایی قابل توجهی دارند و هر دو اذن را یک عمل حقوقی یک طرفه، مستقل از وکالت، رافع مانع و ذاتأ قابل رجوع می‌دانند و در تفکیک میان دو نهاد اذن (رضایت پیشینی و رافع مانع) و اجازه (تنفیذ پسینی با اثر قهقرایی) دارای وحدت نظر و ریشه­های فقهی مشترک هستند و تفاوت­ها عمدتاً در گستره اصطلاح ­شناسی و قالب­بندی مواد قانونی است.

نتیجه‌گیری
1. با تأمل در سیاق آیات قرآن،‌ می‌توان دریافت که اذن وسیع‌تر از استعمالات عرفی دنیوی و امور اعتباری است و در اکثر آیات شریفه اذن تکوینی و در مورد اراده الهی است یعنی هیچ حادثه‌ای در جهان بدون اذن خداوند اتفاق نمی‌افتد.
2. نظریات فقهی پیرامون اذن عناصری مانند اراده، رضایت، رخصت، امضاء، حکم، انشاء اباحه و اجازه را مورد تأکید قرارداده‌اند و در عین حال به معنای جامع میان آنها نیز تأکید دارند که عبارت است از «اعطای اختیار و انشاء آن از ناحیه فرد یا افرادی که به طور ذاتی از این امتیاز برخوردارند به شخصی که فاقد آن است». اما از آنجا که اذن مظهر و مبین قصد و اراده است از نظر فقهی در قالب-های متفاوتی ظاهر می‌شود و لذا اذن در فقه حیثیات مختلفی دارد و بدین سبب هر کدام از معانی فقهی اذن به تناسب و شواهد حال و با توجه به قرائن و ادله فقهی به کاربرده می‌شوند، تا با روشن‌ شدن دقیق موضوع حکم شرعی، اثر حکم بر آن مترتب گردد. در واقع نقطه اشتراک این الفاظ اذن است و اذن مشترک معنوی میان آنهاست بنابراین ما از یک طرف عینیت این مفاهیم با اذن را می‌پذیریم و از طرفی منکر تفاوت اذن با این معانی نیستیم. 
3. نظریات حقوقی پیرامون اذن در دو دیدگاه عمل حقوقی و واقعه حقوقی خلاصه می‌گردد. نویسندگان معتقدند که انتخاب دیدگاه عمل حقوقی وجیه به نظر می‌رسد و اذن را به این صورت تعریف کرده‌اند:«اذن، ابراز اراده‌ای است که به طور مستقیم و با قصد ایجاد اثر حقوقی و برداشتن مانع صورت می‌گیرد». از این جهت که اگر فردی در کاری به دیگری اجازه بدهد، این اذن به اراده انشایی او ایجاد شده است و شارع به آن اعتبار می‌بخشد.
4. در مورد آثار اذن، اذن هم مسئولیت مدنی (ضمان) را برمی‌دارد و هم مشروعیت قانونی به فعل می‌بخشد.
5. نظام حقوقی ایران و مصر در تحلیل ماهوی اذن همگرایی قابل توجهی دارند و هر دو اذن را یک عمل حقوقی یک طرفه، مستقل از وکالت، رافع مانع و ذاتأ قابل رجوع می‌دانند و در تفکیک میان دو نهاد اذن (رضایت پیشینی و رافع مانع) و اجازه (تنفیذ پسینی با اثر قهقرایی) دارای وحدت نظر و ریشه-های فقهی مشترک هستند و تفاوت‌ها عمدتاً در گستره اصطلاح‌شناسی و قالب‌بندی مواد قانونی است.

قرآن مجید (1380). ترجمه مکارم شیرازی. تهران: دفتر مطالعات تاریخ و معارف اسلامی
آملی، شیخ محمدتقی (1413). المکاسب و البیع. چاپ دوم. قم: نشرالاسلامی
انصاری، مرتضی (1416). فرائدالاصول. چاپ پنجم. قم: نشراسلامی.
انصاری، مسعود و طاهری، محمد علی (1384). دانشنامه حقوق خصوصی. چاپ اول. تهران: محراب فکر.
امامی، حسن(1374). حقوق مدنی. تهران: کتابفروشی اسلامیه
اصفهانی، محمدحسین (1418). حاشیةالمکاسب. چاپ اول. قم : انوار الهدی.
ابن منظور، محمدبن مکرم (1414). لسان العرب. چاپ سوم. بیروت: دارصاد.
بهبهانی، محمدباقر (1417). شرح مجمع الفائده والبرهان فی شرح الاذهان. قم: موسسه بهبهانی.
جعفری لنگرودی، محمد جفعر (1380). فلسفه حقوق مدنی اصول عامه اذن و اذنیات. تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمد جفعر (1386). حقوق خانواده. تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمد جعفر (1387). ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش.
جوهری، اسماعیل بن حماد (1410). تاج اللغه و صحاح العربیه، بیروت: دارالعلم.
جمعی از پژوهشگران (1423). موسوعة الفقه الاسلامی طبقاَ لمذهب اهل بیت(ع). قم: دارالمعارف الاسلامی.
جمعی از پژوهشگران(1391). دایرۀ المعارف بزرگ فارسی. مرکز دایرۀ المعارف بزرگ اسلامی
جزائری، سیدمحمد جعفر (1416). هدی الطالب الی شرح المکاسب. قم: طلیعةالنور.
حکیم، سیدمحمدتقی (بی‌تا). الأصول العامة للفقه المقارن. قم: آل البیت.
میلانی، سیدمحمدهادی (1429). کتاب البیع. چاپ اول. قم: مرکز الحقائق الاسلامی.
خوئی، ابوالقاسم (1417). مصباح الفقاهه فی المعاملات. چاپ اول. قم: موسسه انصاریان.
رضایی، الهام (1396). بررسی جایگاه اذن و نقش آن در رفع ضمان در فقه و حقوق مدنی ایران. همایش فقه و حقوق ، وکالت و علوم اجتماعی.
زبیدی، مرتضی(بی‌تا). تاج العروس من جواهرالقاموس. قم: دارالفکر.
زمخشری، محمود (1407). الکشاف. بیروت: دارالکتب العربی.
سیستانی، علی (1417). منهاج الصالحین. قم: مکتب آیة الله سیستانی.
السنهوری، عبدالرزاق احمد(1954م). الوسیط فی شرح القانون المدنی الجدید. ج1، الهیة المصریة العامه للکتاب
شهیدثانی [زین الدین بن احمد عاملی] (بی‌تا). تمهید القواعد. قم: دفتر اسلامی.
شهیدثانی [زین الدین بن احمد عاملی] (1421). الرسائل. قم: دفتر اسلامی.
شهیدی، مهدی (1382). اصول قراردادها و تعهدات. تهران: مجد.
شریف مرتضی، سیدابوالقاسم (1405). رسائل الشریف مرتضی. چاپ اول. قم: دارالقرآن.
شیرازی، میرزا محمدحسن (1409). التقریرات، چاپ اول، قم: موسسه آل البیت.
طباطبایی، سیدمحمدحسین (بی‌تا). المیزان فی تفسیرالقرآن. قم:اسماعیلیان.
طریحی نجفی، فخرالدین (1416). مجمع البحرین. تهران: کتابفروشی مرتضوی.
طبرسی، فضل بن حسن (1406). مجمع البیان فی تفسیرالقرآن. چاپ اول. بیروت: دارالمعرفه.
طیب، سیدعبدالحسین (1378). اطیب البیان فی تفسیر القرآن. چاپ دوم. تهران: اسلام.
عراقی، ضیاءالدین (1421). کتاب القضاء، قم: موسسه‌ی معارف اسلامی.
قرائتی، محسن (1383). تفسیر نور، تهران: مرکز درسهایی از قرآن.
قاسمی، محمدعلی (1395). فقه درمان. قم: مرکز فقهی ائمه اطهار.
فراهیدی، خلیل بن احمد (1410). کتاب العین. قم: الهجره.
فصیحی زاده، علیرضا(1380). اذن و آثارحقوقی آن، قم: انتشارات بوستان کتاب
کاشف الغطاء،شیخ جعفر (1319). حق المبین. چاپ اول. تهران: احمد الشیرازی.
کاتوزیان، ناصر (1382). مقدمه علم حقوق. چاپ سی و هفت. تهران: سهامی انتشار.
محقق حلی [نجم الدین بن سعید حلی] (1408). شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام‌. چاپ دوم. قم: اسماعیلیان.
مصطفوی،حسن (1368). التحقیق فی کلمات القرآن الکریم. چاپ اول. تهران، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی.
موسوی بجنوردی. میرزاحسن  (1377). القواعد الفقهیه، چاپ اول. قم: الهادی.
مکارم شیرازی، ناصر و دیگران (1374). تفسیر نمونه. چاپ سی و دو. تهران: دارالکتب.
هاشمی شاهرودی، محمود (1429). کتاب الاجاره. قم: دایرة المعارف الفقه الاسلامی.
هاشمی شاهرودی، محمود (1387). فرهنگ فقه فارسی. چاپ اول، قم: دایرة المعارف الفقه الاسلامی.
نراقی، محمدمهدی (1386). انیس المجتهدین فی علم الاصول، چاپ اول. قم: بوستان کتاب.
نجفی خوانساری، شیخ موسی (بی‌تا). منیة الطالب فی حاشیةالمکاسب. قم: مکتبة المحمدیه.
ولایی، عیسی (1387). فرهنگ تشریحی اصطلاحات اصول. چاپ ششم. تهران: نشر نی
یثربی، علی محمد (1384). قاعده اذن کلیات و تعاریف. پژوهش‌های دینی، (1)، 127-152.