نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 استاد فقه و مبانی حقوق اسلامی دانشگاه تهران
2 کارشناسی ارشد، دانشگاه تهران، تهران، ایران.
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
This article, entitled "A Jurisprudential and Legal Reappraisal of the Concept of Permission (Idhn): A Critical Approach," seeks to re-examine the concept of idhn (permission), a fundamental and widely applied notion in Islamic jurisprudence and law. Muslim jurists and legal scholars have advanced divergent views regarding its legal nature: classical jurists have employed the term in various senses, including constitutive authorization and the expression of consent, whereas contemporary legal scholars have often conflated its constitutive and non-constitutive dimensions. In light of the diverse applications of idhn, the present study addresses the fundamental questions of its true legal nature and the relationship among its various conceptual manifestations. It argues that the first step toward a proper understanding of idhn is to clarify its juridical nature, maintaining that idhn is inherently a constitutive (inshāʾī) legal act and should therefore be redefined on the basis of this essential characteristic. Since most existing Qur'anic, jurisprudential, and legal definitions fail to give due consideration to this constitutive element, a critical reappraisal of the concept is necessary. Employing a descriptive-analytical methodology and drawing upon both conventional library sources and digital academic materials, the article identifies the defining legal indicators of idhn, critically evaluates the principal doctrinal theories concerning its nature, and proposes a more coherent conceptual framework for understanding idhn within Islamic legal thought.
کلیدواژهها [English]
1. با تأمل در سیاق آیات قرآن، میتوان دریافت که اذن وسیعتر از استعمالات عرفی دنیوی و امور اعتباری است و در اکثر آیات شریفه اذن تکوینی و در مورد اراده الهی است یعنی هیچ حادثهای در جهان بدون اذن خداوند اتفاق نمیافتد.
2. نظریات فقهی پیرامون اذن عناصری مانند اراده، رضایت، رخصت، امضاء، حکم، انشاء اباحه و اجازه را مورد تأکید قراردادهاند و در عین حال به معنای جامع میان آنها نیز تأکید دارند که عبارت است از «اعطای اختیار و انشاء آن از ناحیه فرد یا افرادی که به طور ذاتی از این امتیاز برخوردارند به شخصی که فاقد آن است». اما از آنجا که اذن مظهر و مبین قصد و اراده است از نظر فقهی در قالبهای متفاوتی ظاهر میشود و لذا اذن در فقه حیثیات مختلفی دارد و بدین سبب هر کدام از معانی فقهی اذن به تناسب و شواهد حال و با توجه به قرائن و ادله فقهی به کاربرده میشوند، تا با روشن شدن دقیق موضوع حکم شرعی، اثر حکم بر آن مترتب گردد. در واقع نقطه اشتراک این الفاظ اذن است و اذن مشترک معنوی میان آنهاست بنابراین ما از یک طرف عینیت این مفاهیم با اذن را میپذیریم و از طرفی منکر تفاوت اذن با این معانی نیستیم.
3. نظریات حقوقی پیرامون اذن در دو دیدگاه عمل حقوقی و واقعه حقوقی خلاصه میگردد. نویسندگان معتقدند که انتخاب دیدگاه عمل حقوقی وجیه به نظر میرسد و اذن را به این صورت تعریف کردهاند:«اذن، ابراز ارادهای است که به طور مستقیم و با قصد ایجاد اثر حقوقی و برداشتن مانع صورت میگیرد». از این جهت که اگر فردی در کاری به دیگری اجازه بدهد، این اذن به اراده انشایی او ایجاد شده است و شارع به آن اعتبار میبخشد.
4. در مورد آثار اذن، اذن هم مسئولیت مدنی (ضمان) را برمیدارد و هم مشروعیت قانونی به فعل میبخشد.
5. نظام حقوقی ایران و مصر در تحلیل ماهوی اذن همگرایی قابل توجهی دارند و هر دو اذن را یک عمل حقوقی یک طرفه، مستقل از وکالت، رافع مانع و ذاتأ قابل رجوع میدانند و در تفکیک میان دو نهاد اذن (رضایت پیشینی و رافع مانع) و اجازه (تنفیذ پسینی با اثر قهقرایی) دارای وحدت نظر و ریشههای فقهی مشترک هستند و تفاوتها عمدتاً در گستره اصطلاح شناسی و قالببندی مواد قانونی است.
نتیجهگیری
1. با تأمل در سیاق آیات قرآن، میتوان دریافت که اذن وسیعتر از استعمالات عرفی دنیوی و امور اعتباری است و در اکثر آیات شریفه اذن تکوینی و در مورد اراده الهی است یعنی هیچ حادثهای در جهان بدون اذن خداوند اتفاق نمیافتد.
2. نظریات فقهی پیرامون اذن عناصری مانند اراده، رضایت، رخصت، امضاء، حکم، انشاء اباحه و اجازه را مورد تأکید قراردادهاند و در عین حال به معنای جامع میان آنها نیز تأکید دارند که عبارت است از «اعطای اختیار و انشاء آن از ناحیه فرد یا افرادی که به طور ذاتی از این امتیاز برخوردارند به شخصی که فاقد آن است». اما از آنجا که اذن مظهر و مبین قصد و اراده است از نظر فقهی در قالب-های متفاوتی ظاهر میشود و لذا اذن در فقه حیثیات مختلفی دارد و بدین سبب هر کدام از معانی فقهی اذن به تناسب و شواهد حال و با توجه به قرائن و ادله فقهی به کاربرده میشوند، تا با روشن شدن دقیق موضوع حکم شرعی، اثر حکم بر آن مترتب گردد. در واقع نقطه اشتراک این الفاظ اذن است و اذن مشترک معنوی میان آنهاست بنابراین ما از یک طرف عینیت این مفاهیم با اذن را میپذیریم و از طرفی منکر تفاوت اذن با این معانی نیستیم.
3. نظریات حقوقی پیرامون اذن در دو دیدگاه عمل حقوقی و واقعه حقوقی خلاصه میگردد. نویسندگان معتقدند که انتخاب دیدگاه عمل حقوقی وجیه به نظر میرسد و اذن را به این صورت تعریف کردهاند:«اذن، ابراز ارادهای است که به طور مستقیم و با قصد ایجاد اثر حقوقی و برداشتن مانع صورت میگیرد». از این جهت که اگر فردی در کاری به دیگری اجازه بدهد، این اذن به اراده انشایی او ایجاد شده است و شارع به آن اعتبار میبخشد.
4. در مورد آثار اذن، اذن هم مسئولیت مدنی (ضمان) را برمیدارد و هم مشروعیت قانونی به فعل میبخشد.
5. نظام حقوقی ایران و مصر در تحلیل ماهوی اذن همگرایی قابل توجهی دارند و هر دو اذن را یک عمل حقوقی یک طرفه، مستقل از وکالت، رافع مانع و ذاتأ قابل رجوع میدانند و در تفکیک میان دو نهاد اذن (رضایت پیشینی و رافع مانع) و اجازه (تنفیذ پسینی با اثر قهقرایی) دارای وحدت نظر و ریشه-های فقهی مشترک هستند و تفاوتها عمدتاً در گستره اصطلاحشناسی و قالببندی مواد قانونی است.