نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسندگان
1 دانشیار دانشکده حقوق، دانشگاه خوارزمی، تهران ایران
2 دانشجوی دکتری, حقوق خصوصی ,دانشکده حقوق و علوم سیاسی دانشگاه خوارزمی تهران ایران
چکیده
کلیدواژهها
موضوعات
عنوان مقاله [English]
نویسندگان [English]
Banking, as a European institution, today plays a central role in economic and political arenas at both national and international levels. In Iran, the Law on Usury-Free Banking Operations enacted in 1983 prescribed a new framework for the banking sector, banks in practice continue to follow the logic and mechanisms of conventional banking—one of whose fundamental premises is the acceptance of the usurious nature of banking operations—particularly in the granting of facilities and the calculation of profits. In order to expedite the process of taking collateral, banks often execute mortgage deeds prior to the realization of debt, and when confronted with the religious and legal impediments to mortgaging before the debt arises, they nominally stipulate insignificant amounts under the guise of qard al-hasan (interest-free loans).
On the other hand, the acceptance of intangible assets (such as securities, goodwill, and commercial instruments) as collateral faces challenges due to the requirement of possession and delivery of the pledged property and the non-recognition of pledges over debt and usufruct. Moreover, in participatory banking contracts, since the debt materializes only after the partnership period, the validity of the mortgage contract—owing to the absence of an existing debt—remains a matter of legal dispute. In cases of refinancing and debt restructuring, prior guarantees lose their validity if the provisions of Article 293 of the Civil Code are not observed.These challenges have exposed banks to legal risks related to the non-recovery of claims and have led to divergences in practice, both in banking operations and within the judicial system’s handling of related disputes. A shift in legislative and judicial approaches to banking collateral—moving away from the mortgage contract as the sole framework for secured transactions in banking contracts and recognizing an unnamed contract with mutually agreed conditions as a substitute—could represent a forward step toward better alignment of banking law with contemporary economic requirements.
Keywords: Banking, Mortgage, Banking Facilities, Islamic Banking, Usury
کلیدواژهها [English]
از آنجا که عقد رهن بهعنوان یکی از ابزارهای مؤثر در تأمین وثایق برای بانکها جهت تضمین بازپرداخت تسهیلات، نقشی اساسی در تحقق هدفهای اقتصادی و مالی بانکها ایفا میکند و بهویژه در نظام حقوقی ایران بهعنوان یکی از عقود مهم در حمایت از حقوق دائن شناخته میشود. این حوزه با چالشهای متعددی در نظام بانکداری ایران وجود دارد. مهمترین چالشها شامل مشکلات مرتبط با پذیرش رهن دین و منفعت، مسائل مرتبط با قبض و اقباض اموال مرهونه و تقدم تحقق دین بر ترهین است. بهویژه درزمینهٔ پذیرش رهن دین و منفعت، موانع قانونی و فقهی وجود دارد که مانع از گسترش این نهاد در بانکداری ایران میشود و همچنین مشکلاتی در ارتباط با پذیرش اموال غیرمادی و حقوق مالکانه، مانند سرقفلی و اوراق بهادار، بهعنوان وثیقهها ایجاد میشود. واقعیت این است قانون بانکداری بدون ربای 13۶2 نتوانست تغییری اساسی در ماهیت بانکداری متعارف ربوی ایجاد کند. این قانون و اصلاحات پیشنهادی بعدی فقط به از بین بردن ربا در بانکها در قالب عقود مشروع برای تأمین نیازهای مالی متقاضی تسهیلات پرداخته است. علیرغم پیشبینی چنین راهحلهایی، ردپای ربا هنوز در بانکداری متعارف به چشم میخورد و شاخصههای بانکداری اسلامی تماماً توسط این قانون تأمین نشده است.
برای تجهیز بانکداری بدون ربا به ابزار و قواعدی که بتواند در عین حفظ خصوصیت همسویی و انطباق با قواعد شرعی و قانونی، در عرصهٔ عملیات بانکی در حوزههای جذب سپرده و تخصیص منابع مالی و وصول مطالبات، چابک و کارا عمل کند باید قوانین و مقررات بانکی بهصورت پویا بازنگری و اصلاح شوند. در حوزهٔ بهبود کارکرد عقود وثیقهای موضوع این مقاله، بازنگری در قوانین مربوط به عقد رهن، کاهش تشریفات قبض و اقباض و پذیرش وثایق غیرمادی مانند اسناد تجاری ضروری به نظر میرسد. چنین اصلاحاتی نهتنها ریسک حقوقی بانکها را کاهش میدهد، بلکه دسترسی بنگاههای اقتصادی به تسهیلات را تسهیل میکند و به توسعه اقتصادی کمک مینماید.
طراحی یک عقد غیر معین (خارج از عقد رهن) در چهارچوب ماده 10 قانون مدنی متضمن التزام متعهد به تأمین مطالبات بانک از مجاری فروش مال غیرمنقول یا اسناد بهادار یا حتی اسناد مطالبات متعهد، میتواند هم حوزهٔ عمل بانکها در پذیرش وثایق بانکی (به معنای عام آن) را گسترش دهد و هم ضریب ریسک بانکها در عدم وصول مطالبات خود را کاهش دهد. ساختار این عقد غیرمعین شامل قراردادی بین متقاضی و بانک خواهد بود که بر اساس آن متقاضی یک مال را در اختیار بانک قرار میدهد و این حق و اختیار را به بانک میدهد تا عند الاقتضا از محل فروش یا تملک آن مال، نسبت به استیفای مطالبات خود (در چهارچوب مقررات و مصوبات بانک مرکزی و شورای پول و اعتبار و قراردادهای آتی منعقده با مشتری) از محل تسهیلاتی که متعاقباً و تا زمان خاتمهٔ آن قرارداد به متقاضی پرداخت خواهد نمود، اقدام کند. متقاضی همچنین ضمن این قرارداد، تعهد و موافقت خود را با بازداشت ملک مذکور نزد دفاتر املاک اداره ثبت اعلام مینماید.
این بازداشت مانع از هرگونه تصرفات منافی حقوق بانک مرتهن بوده و صرفاً با اعلام کتبی بانک یا مراجع قضایی قابل رفع اثر خواهد بود و مانع از اقدامات اجرایی بعدی بانک در راستای فروش یا تملک آن مال نخواهد بود. بدیهی است کلیه قراردادهای عادی بانک با مشتری در راستای اعطای تسهیلات بانکی بر اساس ماده 1۵ قانون عملیات بانکی بدون ربا در حکم اسناد لازمالاجرا هستند و با صدور اجراییه نسبت به آنها میتوان از مال توقیفی را برای استیفای مطالبات بانک استفاده نمود.
این مکانیزم صرفاً با اضافه کردن یک تبصره به قانون عملیات بانکی بدون ربا متضمن الزام ادارهٔ ثبت به توقیف مال معرفی شده از سوی بانک قابل اجرا خواهد بود. در این حالت با موافقت بانک بر اعطای تسهیلات در ازای معرفی و توقیف مال متناسب، مال معرفی شده با تناسب سقف اعتبار مصوب و سود مورد انتظار بانک، مورد ارزیابی قرار گرفته و جهت توقیف با اداره ثبت املاک معرفی و فرآیند اعطای تسهیلات آغاز میشود. همچنین در ترهین اموال امکان فروش مال مرهونه وجود دارد و میتواند منشأ مشکلات حقوقی دیگری برای بانک و اشخاص ثالث گردد. اما در این روش با توجه بر توقیف ملک هرگونه معاملهای بر روی ملک فاقد وجاهت قانونی بوده و با توجه بر مفاد قانون الزام به ثبت معاملات، اصولاً امکانپذیر نیست.
علاوهبر آن، اصلاح قوانین اجرایی موجود و کاهش تشریفات اداری برای بهبود جریان وصول طلب در قراردادهای بانکی ضروری به نظر میرسد. با توجه به ضرورت تقویت بانکداری مولد، در مباحث حقوقی و حتی فقهی موضوعاتِ وارد بر بانکداری، ازجمله شیوهٔ جذب سپرده و اعطای تسهیلات و نحوهٔ توثیق وثایق، ایجاد مکانیزمهای مؤثر و مفید در به حداقل رسانیدن ضریب ریسک بانکها در وصول مطالبات خود نیز ضرورتی اجتنابناپذیر است. همسو با آن، تجهیز نظام بانکی به نیروهای کارآمد و باورمند در سطوح مدیریت کلان بانکی و آموزش کارکنان بانکها به رعایت دقیق الزامات و بایستههای حقوقی و تخصیص مراجع قضایی تخصصی به دعاوی بانکی میتواند باعث اعتلای بیشتر بانکداری بدون ربا و مؤثر در پیشبرد اهداف اقتصادی ایران قرار گیرد.