وضعیت انحصار و عدم انحصار توارث در استثنائات مادۀ 873 قانون مدنی ایران و مطالعه تطبیقی با فقه جعفری، فقه عامه و نظام حقوقی مصر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق دانشکده حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان، کرمان، ایران

2 فارغ التحصیل کارشناسی ارشد پیوسته معارف اسلامی و حقوق (گرایش حقوق خصوصی) دانشگاه شهید باهنر کرمان،کرمان، ایران

3 قاضی دادگستری، استاد مدعو بخش حقوق گروه حقوق و الهیات دانشگاه شهید باهنر کرمان

10.22091/dplic.2026.15992.1119

چکیده

یکی از شرایط توارث بین متوارثان مطابق با مادۀ 875 قانون مدنی، زنده بودن وارث در زمان فوت مورث است در غیر این صورت، شرط مذکور واقع نگردیده و توارث منتفی است. از سوی دیگرمادۀ 873 قانون مدنی توارث بین متوارثانی که زمان تقدم و تاخر حدوث مرگشان مشتبه بوده و در یک حادثه هدمی یا غرقی فوت نموده‌اند توارث بین آنان را که بر خلاف اصول و قواعد فقهی است، برقرار دانسته است. پرسش محوری که این مقاله در پی پاسخ به آن است از این قرار است که عناوین «هدم» و «غرق» خصوصیتی دارند که حکم توارث را منحصر به آن دو کرده است، یا این که این دو صرفاً مصادیقی از یک قاعده کلی‌تر (یعنی توارث در صورت مشتبه بودن تقدم و تأخر فوت ناشی از یک حادثه) هستند. اهمیت پژوهش از این جهت است که امروزه با با پیشرفت جوامع و حوادث واقع در آن و نیز با برسی روایات، مستندات و مدارک این حکم مشخص می‌گردد که حوادث واقع منحصر به دو سبب هدم و غرق نمی‌باشد و می‌توان با تکیه بر ادلۀ نقلی و عقلی بیان کرد که دو حوادث ذکر شده در روایات صرفا از باب تمثیل بوده است و تسری این حکم به سایر حوادثی که تقدم و تاخر موت متوارثین مشتبه می‌باشد، امکان پذیر است. با توجه به اهمیت موضوع پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و با مطالعات کتابخانه‌ای و رجوع به منابع فقهی‌و‌حقوقی به برسی وضعیت انحصار و عدم انحصار توارث در استثنائات موضوع مادۀ 873 قانون مدنی ایران پرداخته و با بررسی تطبیقی بین آرای فقهای امامیه و فقهای عامه، اندیشمندان حقوق ایران و دیدگاه نظام حقوقی کشور مصر و با تحلیل و ارزیابی ادلۀ ابرازی به دنبال به‌دست‌آوردن نظر متیقن بوده که با التفات به ضروریات اجتماعی و مصالح عمومی اقدام به ارائۀ پیشنهادی جهت اصلاح مادۀ 873 قانون مدنی نموده تا به اختلافات در این زمینه پایان دهد.

 

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

The status of inheritance in the exceptions of Article 873 of the Iranian Civil Code and a comparative study with Ja'fari and sonat jurisprudence and the Egyptian legal system

نویسندگان [English]

  • ali haddadzadeh shakiba 1
  • mahdi soltani gishin 2
  • hadi Aghaiee 3
1 assistant professor of law faculty in shahid bahonar university of kerman, kerman, Iran
2 Graduated from a full-time master's degree in Islamic Studies and Law, specializing in private law, Shahid Bahonar University of Kerman, Kerman, Iran
3 Judge, Visiting Professor, Law Department, Department of Law and Theology, Shahid Bahonar University, Kerman
چکیده [English]

One of the conditions of inheritance between heirs according to Article 875 of the Civil Code is that the heir is alive at the time of the heir's death, otherwise, the said condition is not met and the inheritance is void. On the other hand, Article 873 of the Civil Code of Inheritance between the heirs whose time of death is suspected and who died in a wreck or drowning accident has established the inheritance between them, which is against the principles and rules of jurisprudence. The central question that this article seeks to answer is that the titles "Hamd" and "Drowning" have a characteristic that makes the ruling of inheritance unique to them, or that these two are merely examples of a more general rule (that is, inheritance in the case of suspicion of precedence and delay of death due to an accident). The importance of the research is that today, with the progress of the societies and the events in it, as well as with the review of traditions, documents and evidence, it is clear that real events are not limited to the two causes of destruction and drowning, and it is possible to say by relying on narrative and intellectual evidence that the events mentioned in the traditions were only allegorical, and it is possible to extend this ruling to other events where the early and late death of the heirs is suspected. The present research, with descriptive-analytical method and with library studies and reference to jurisprudential and legal sources, investigated the status of monopoly and non-monopoly of inheritance in the exception of Article 873 of the Civil Code of Iran, and by comparing the opinions of Imamiyya jurists and popular jurists, Iranian legal thinkers and the view of the legal system of Egypt, and by analyzing the expressed evidence, it sought to obtain a definite opinion that according to social needs and public interests, it was presented He proposed to amend Article 873 of the Civil Code to end the disputes in this field.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Keywords: Inheritance
  • precedence and delay of death
  • inheritance of destruction and drowning
  • exceptions to inheritance of destruction and drowning
  • exceptions to inheritance of destruction and drowning in Imami jurisprudence
  • public and Egyptian legal system

نتیجه‌گیری

 همان‌طور که گذشت با بررسی متون فقهی مذاهب خمسه راجع‌به شرعی بودن توارث در حادثه هدمی و غرقی و امکان تعمیم حکم مزبور به سایر مرگ‌های مشابه از قبیل سقوط بهمن و گازگرفتگی دیدگاه‌های قابل تأمل و جالبی وجود دارد. در فقه امامیه در خصوص شرعی بودن توارث در حادثهٔ هدمی و غرقی اتفاق قول وجود دارد، لیکن در خصوص تعمیم حکم مزبور به سایر مرگ‌های مشابه اختلاف وسیعی در قالب سه قول دیده می‌شود. دستهٔ اول از فقهای امامیه که به شهرت آرا اشتهار دارند با ادله‌ای همچون روایات وارده، لزوم اکتفا به قدر متیقن در جایی که حکم به توارث خلاف قاعده است، اجماع و شهرت عملی فقها امکان تعمیم را منتفی دانسته‌اند که ظاهر مادهٔ 873 قانون مدنی و نیز دیدگاه اساتیدی چون دکتر کاتوزیان و دکتر امامی و دکتر جعفری لنگرودی منطبق بر این دیدگاه می‌باشد.

 در مقابل گروهی از فقهای امامیه با استناد به ادله‌ای چون تفسیر لفظی از روایات، عدم خصوصیت لفظ هدم و غرق و غالبیت این دو لفظ در عصر صدور روایت، ضعف سندی روایت مورد استناد فقهای قائل به عدم تعمیم، تنقیح مناط، قیاس منصوص العله، اتحاد طریق و قیاس اولویت تعمیم حکم وراثت را مشروع و جایز می‌دانند که اساتیدی چون دکتر شهیدی و دکتر صفایی با استناد به ادلهٔ این دسته از فقها، تعمیم حکم توارث غرقی و مهدوم‌علیهم را امکان‌پذیر می‌دانند. در بین مذاهب فقه عامه نیز اقوال دستهٔ اول از فقهای عامه مبتنی بر رأی جمهور فقهای عامه با استناد به ادله‌ای چون سیرهٔ صحابه، شهرت عملی فقها، شرط حیات وارث در زمان فوت مورث، نفی اصل تأخر حدوث حادث، قاعدهٔ «الیقین لا یزل بالشک» و اجماع توارث در حادثهٔ هدمی و غرقی را نامشروع دانسته و به‌طریق‌اولی بحث از تعمیم حکم به سایر موارد را منتفی می‌دانند که این دیدگاه در قوانین کشورهای عربی به ویژه در کشور مصر حاکم می‌باشد.‌ در مقابل این نظر، فقهای مذهب حنابله با استناد به دلایلی چون رو اصل عدم العلم لا ینافی الامکان، روایت ایاس ابن عبدالله از پیامبرn، استصحاب توارث در حادثه هدمی و غرقی را جایز دانسته و امکان تعمیم حکم مزبور به سایر موارد را منتفی نمی‌دانند.

همان‌طور که گذشت و با بررسی‌هایی که صورت گرفت معلوم می‌شود که حکم به توارث در فرض غرق و هدم، ناظر به خود حادثه نیست، بلکه بر اساس مناط واقعی حکم که همان جهل به تقدم و تأخر موت متوارثین است، صادر شده است. درنتیجه این دو سبب هدم و غرق مدخلیت نداشته، بلکه از باب تمثیل برای رفع ابهام از جهل به تقدم و تأخر موت متوارثین است، زیرا مناط حکم اشتباه در تقدم و تأخر موت می‌باشد و همچنین با تمسک به تبادر و عدم صحت سلب می‌توان گفت اشاره به غالبیت این دو سبب در عصر صدور روایات بوده است نه مدخلیت این دو سبب؛ زیرا با تدبر در روایات، به دست می‌آید که آنچه موجب توارث شده، صرفاً وقوع هدم یا غرق نیست، بلکه حالت اشتباه و جهل ناشی از یک واقعه است. این مناط (جهل به تقدم و تأخر) در تمامی حوادثی که منجر به مرگ گروهی در یک بازه زمانی مبهم می‌شود، وجود دارد. از سوی دیگر مادهٔ 874 قانون مدنی نیز برخلاف مادهٔ 873، ملاک توارث را مشتبه شدن تقدم و تأخر موت متوارثین دانسته و این خود گویای آن است که ملاک ارث‌بری جهل به تقدم و تأخر زمان فوت می‌باشد نه سببیتی از قبیل هدم و غرق.

از سوی دیگر تعمیم حکم به موارد مشابه، با عدالت و انصاف سازگارتر است و از تضییع حقوق وراث و بروز اختلافات خانوادگی جلوگیری می‌کند. پذیرش این دیدگاه، مانع از آن می‌شود که در حوادث مشابه امروزی، وراث به صرف تفاوت در سبب فوت، از ارث محروم بمانند. با توجه به یافته‌های پژوهش، پیشنهاد می‌شود قانون‌گذار با اصلاح مادهٔ ۸۷۳ قانون مدنی، یا با تصریح به عدم انحصار حکم در هدم و غرق و یا با بیان معیار کلی «جهل به تقدم و تأخر فوت ناشی از یک حادثه»، راه را برای عدالت در تمامی موارد مشابه بگشاید. متن پیشنهادی می‌تواند بدین شرح باشد: اگر تاریخ فوت اشخاصی که میان آنان رابطه توارث برقرار است مجهول باشد و تقدم و تأخر مرگ هیچ‌یک احراز نشود، اصل بر آن است که از یکدیگر ارث نبرند. بااین‌حال هرگاه فوت آنان در اثر یک حادثه واحد، از قبیل غرق، هدم، تصادف، سقوط، انفجار، آتش‌سوزی، گازگرفتگی و مانند آن واقع شده باشد و تقدم و تأخر مرگ نیز معلوم نباشد، اشخاص مزبور از یکدیگر ارث می‌برند.

ابن تیمیه، عبدالسلام ابن عبدالله (1404ق). المحرر فی الفقه علی مذهب الإمام أحمد بن حنبل، بیروت: مؤسسه  دارالکتب العلمیه.
ابن حمزه طوسی، محمد بن علی (1۴08ق). الوسیلة الی نیل الفضیلة، قم: مکتبة السید المرعشی.
 ابن رشد، محمد بن احمد (1415ق). بدایة المجتهد و نهایه المقتصد، بیروت: دار الکتب العلمیة.
 ابن فهد حلی، أحمد بن محمد (1۴11ق). المهذب البارع فی شرح المختصر النافع، قم: مؤسسة النشر الإسلامی.
ابن قدامه، عبدالله ابن احمد (1388ق). المغنی لابن قدامه، قاهره: مکتبة القاهرة.
امامی، میر سید حسن (1401). حقوق مدنی جلد سوم در ارث، شفعه و وصایا، تهران: انتشارات اسلامیه.
 بهوتی، منصور بن یونس بن صلاح الدین ابن حسن بن إدریس (1427ق). المِنَحُ الشَّافِیات بِشَرْحِ مُفْردَاتِ الإمَامِ أحْمَد، مدینه النبی: مؤسسه  دارالکنوز اشبیلیا.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (1401 ش). دوره حقوق مدنی درس‌هایی از ارث، شفعه و وصیت، تهران: انتشارات گنج دانش.
حسینی عاملی، سید محمدجواد (1۴18ق). مفتاح الکرامة فی شرح قواعد العلامة، بیروت: مؤسسه  دارالاحیاء التراث العربی.
حلّی، ابی الصلاح (1۴03ق). الکافی فی الفقه، اصفهان: مکتبۀ الإمام أمیر المؤمنین علیg.
خمینی، روح الله (1390ق). تحریر الوسیله، نجف: انتشارات الآداب.
سبحانی تبریزی، جعفر(1415ق). نظام الارث فی الشریعه الاسلامیه الغراء، قم: مؤسسه  الإمام الصادقg.
سرخسی، محمد بن أحمد بن أبی سهل شمس الأئمة (1421ق). المبسوط، بیروت: مؤسسه  دار الکتب العلمیة.
سیستانی، سید علی (1416ق). منهاج الصالحین، قم: مکتب آیة الله العظمی السید السیستانی.
شربینی، محمد ابن احمد (1425ق). الإقناع فی حل ألفاظ أبی شجاع، بیروت: دار الکتب العلمیة.
شفیعی، حدیث (1395). بررسی فقهی و حقوقی شرط حیات وارث در حین فوت مورث، پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشکده ادبیات و علوم انسانی: دانشگاه گیلان.
شهید اول، ابوعبدالله شمس‌الدین محمد بن مکی بن محمد شامی عاملی جزینی (1425ق). الدروس الشرعیه فی الفقه الامامیه، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی.
شهید ثانی، زین الدین بن علی (1413ق). مسالک الافهام الی تنقیح شرائع الاسلام، قم: مؤسسه  معارف اسلامی.
شهید ثانی، زین الدین بن علی (1420ق). الروضۀ البهیۀ فی شرح اللمعۀ الدمشقیۀ، قم: انتشارات الأمیر.
شهیدی، مهدی (1381ش). ارث، تهران: انتشارات مجله.
شیخ انصاری، مرتضی ابن محمد امین (1437ق). رساله فی المواریث، قم: دفتر انتشارات ذوی القربی.
شیخ صدوق، أبی جعفر محمّد بن علی بن الحسین بن بابویه القمّی (1415ق). المقنع، قم: مؤسسة الإمام الهادیg.
شیخ مفید، محمد ابن محمد (1415ق). المقنعه، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی.
صفایی، حسین و جواهرکلام، محمد هادی (1401ش). حقوق مدنی وصیت، ارث، تهران، انتشارات میزان
طباطبایی، سید علی بن محمد علی (1۴19ق). ریاض المسائل فی بیان احکام الشرع بالدلائل، قم: مؤسسة النشر الاسلامی.
طوسی، شیخ محمد ابن حسن (1۴05ق). النهایة فی مجرد الفقه و الفتاوی، بیروت: دار الکتاب العربی.
طوسی، شیخ محمد ابن حسن (1۴07ق). التهذیب الاحکام فی شرح المقنعه، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
علامه حلّی، حسن بن یوسف (1۴20ق). قواعد الأحکام فی معرفة الحلال و الحرام، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی.
عمید، موسی (13۴2 ش). ارث در حقوق مدنی، قم: انتشارات پیروز.
فاضل هندی، محمد بن حسن محمد اصفهانی (1۴25ق). کشف اللثام، قم: مکتبه مرعشی نجفی.
کاتوزیان، ناصر (1۴00 ش). دوره مقدماتی حقوق مدنی درس‌هایی از ارث، شفعه و وصیت، تهران: انتشارات میزان.
کاسانی، علاء‌الدین (139۴ق). بدائع الصنائع فی ترتیب الشرائع، بیروت: مؤسسه  دارالکتب العربی.
کلینی، محمد یعقوب (1۴07ق). الکافی، تهران: دارالکتب الاسلامیه.
لاریمی محمد و  محسنی دهکلانی،  محمد (1391). «تأملی فقهی بر مادهٔ 873 قانون مدنی»، مجلهٔ تخصصی فقه و اصول، دورهٔ 89.
لنکرانی، فاضل (1۴27ق) التفصیل الشریعه فی شرح التحریرالوسیله، تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینیw.
محقق حلی، الشیخ نجم الدین (1۴08ق). شرائع الإسلام فی مسائل الحلال و الحرام، قم: مؤسسه  اسماعیلیان.
محقق سبزواری، محمدباقر (1۴23ق). کفایه الأحکام، قم: جامعه مدرسین حوزه علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی.
مظفر، محمد رضا (137۵ش). اصول الفقه، تهران: انتشارات امیرکبیر.
مغنیه، شیخ محمدجواد (1۴02ق) الفقه علی المذاهب الخمسه، بیروت: مؤسسه  دارالکتب العربی.
مقدس اردبیلی، حسین بن علی (1۴1۴ق). مجمع الفائدة و البرهان فی شرح القوانین، قم: جامعة المدرسین حوزهٔ علمیه قم دفتر انتشارات اسلامی.
نجفی، محمدحسن (1362ش). جواهرالکلام فی شرح شرائع الاسلام، بیروت: مؤسسه  دارالاحیاء التراث العربی.
نراقی، احمد ابن محمد مهدی (1۴19ق). مستند الشیعة فی أحکام الشریعة، قم: مؤسسة آل البیتgلإحیاء التراث.
نووی، ابو زکریا (1397). المجموع شرح المهذب، بیروت: مؤسسه  دار الفکر.