هبه، عقد یا ایقاع، لازم یا جایز نگاهی نو به ماهیت هبه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه حقوق دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه ملایر، ایران

2 دانشیار گروه حقوق دانشکده علوم انسانی دانشگاه ملایر، ایران

چکیده

تحلیل دقیق ماهیت اعمال حقوقی، تاثیر زیادی بر شناخت احکام آنها دارد. یکی از اعمال حقوقی پرکاربرد، هبه است. هبه به معنای تملیک منجّز، رایگان و بدون هرگونه قصدی است. دیدگاه عمومی درباره ماهیت هبه این است که هبه عقدی جایز است. دلیل عقد بودن هبه، نیازمند بودن انعقاد هبه به ایجاب و قبول است و دلیل جایز بودن هبه، امکان رجوع از هبه توسط واهب است.
تحقیق حاضر با روشی توصیفی و تحلیلی به بررسی ماهیت هبه پرداخته است. یافته‌های تحقیق، بیانگر آن است که هبه عقد نیست؛ زیرا عقد از دو اراده انشایی تشکیل می‌شود اما هبه از اراده انشایی هبه دهنده و رضایت طرف مقابل تشکیل می‌شود. ابراز رضایت بسیار ساده‌تر از انشا است بگونه‌ای که عدم رد پس از اطلاع می‌‌تواند دلالت بر رضایت داشته باشد. همچنین بر خلاف دیدگاه عمومی، هبه جایز نیست؛ زیرا عقد جایز، عقدی است که برای یک یا دو طرف حق فسخ وجود داشته باشد. در هبه حق فسخ وجود ندارد، فقط با توجه به برخی روایات، حق رجوع برای واهب در نظر گرفته شده است. حق رجوع به معنای حق فسخ نیست. به علاوه عقدی جایز‌ است که اثر آن ایجاد اذن یا ایجاد حق به نفع یک طرف باشد. اثر هبه تملیک است؛ بنابراین ادعای جواز هبه صحیح نیست.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Donation, contract or unilateral, revocable or irrevocable, A new theory on the nature of gifts

نویسندگان [English]

  • Seyed Mohsen Soltani 1
  • Rasoul Ahmadifar 2
1 Assistant Professor, Department of Law, Faculty of Literature and Humanities, Malayer University, Malayer, Iran
2 Associate Professor, Department of Law, Faculty of Humanities, Malayer University, Iran
چکیده [English]

A careful analysis of the nature of legal acts has a great impact on understanding their rulings. One of the most widely used legal acts is donation. The traditional theory regarding the nature of a gift is that a contractual gift is revocable contract. The reason why a gift is a contract is that the conclusion of a gift requires an offer and acceptance. The reason why a gift is revocable is that the donor can revoke the gift. The present study examines the nature of the gift using a descriptive and analytical method. The research findings indicate that a gift is not a contract, because a contract consists of two written wills, but a gift consists of the written will of the donor and the consent of the other party. Contrary to popular belief, a gift is not revocable because There is no right of termination in a Donation contract, only according to some Tradition, the donor has the right of Reject. The right of Rejection does not mean the right of termination. In addition, a contract is revocable if its effect is to create permission or create a right in favor of one party. The effect of a gift is ownership; therefore, the claim that a gift is revocable is not valid.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Donation
  • contract
  • unilateral
  • revocable
  • irrevocable

 نتیجه‌گیری 

با عنایت به اینکه هبه عقد نیست؛ بلکه ایقاع مملّک به شرط عدم رد است. بر خلاف دیدگاه مشهور که معتقد است هبه عقد است، چنین نتیجه‌گیری شد که عقد از دو اراده انشائی تشکیل می‌شود؛ اما هبه از اراده انشائی واهب و رضایت طرف مقابل تشکیل می‌شود. در هبه ایجاب و قبول، از مقوله انشاء نیست، بلکه ایجاب انشاء است و قبول رضایت است. به عبارت دیگر، رضایت غیر از انشاء است و ابراز رضایت به هر وسیله‌ای که دلالت بر رضایت داشته باشد، انجام می‌شود و عدم رد نیز خود دلالت بر رضایت دارد. ازاین‌رو برای تشکیل هبه، ایجاب واهب و عدم رد متهب کافی است. همچنین با توجه به اینکه در انعقاد هبه، قبول انشائی لازم نیست، بنابراین هبه عقد نیست و نه تنها عقد نیست، بلکه ماهیتی بین عقد و ایقاع است که می‌توان آن را «ایقاع متوقف بر عدم رد» نامید.

در بخش دیگر این پژوهش مشخص گردید که هبه عقدی جایز نیست؛ زیرا تنها دلیل بر جایز بودن هبه، امکان رجوع واهب از هبه است. هرچند از نظر برخی، رجوع از هبه، از مقوله حق فسخ است؛ اما چنین نیست. حق رجوع غیر از حق فسخ است. حق فسخ عبارت است از سلطه بر عقد به نحوی که با اراده یک طرف، عقد از همان ابتدا باطل فرض شود و اثری بر آن مترتب نباشد، آثار عقد از زمان انعقاد تا زمان فسخ، محفوظ است. اما حق رجوع در هبه، ناظر به مال است و به موجب حق رجوع، عقد منحلّ نمی‌شود، بلکه حق بازپس‌گیری مال برای واهب به وجود می‌آید. در نتیجه قائل به جواز هبه شدن در هبه، قیاس مع‌الفارق است و حکم به جواز هبه، صحیح نیست. افزون بر این، عقود جایز دارای دو ویژگی هستند: اولاً اثر عقد یا ایجاد اذن است یا اینکه اثر آن ایجاد حق برای یک طرف است و ثانیاً در این دسته از عقود، شرط کردن خیار فسخ بی‌فایده است؛ اما در هبه، اثر عقد تملیک رایگان است. تملیک نه اذن است و نه ایجاد حق. همچنین در هبه می‌توان شرط خیار فسخ نمود؛ بنابراین هبه از زمره عقود جایز نیست. نتیجه آنکه هبه عقدی است الزم و حکم جواز به دلیل وجود حق رجوع، حکمی تعبدی است که به استناد ادله خاص و مبتنی بر روایات است و باید آن را خلاف قاعده و استثنا دانست. بنابراین، به جای آنکه هبه عقدی جایز دانسته شود، باید هبه را عقدی الزم دانست که در برخی موارد به حکم قانون، واهب می‌تواند با بقاء عین موهوبه از آن رجوع کند.

ابن منظور، ابوالفضل محمد بن مکرم (۱۴۱۴). لسان العرب. بیروت: دارالفکر.
امامی، سید حسن (بی‌تا). حقوق مدنی. تهران: اسلامیه.
انصاری، مرتضی (۱۴۲۱). صیغ العقود و الایقاعات. قم: مجمع اندیشه اسلامی.
انصاری، مرتضی (۱۴۱۵). کتاب المکاسب. کنگره بزرگداشت شیخ انصاری.
بحرانی، یوسف (۱۴۰۵). الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة. قم: انتشارات اسلامی.
بروجردی طباطبایی، سید حسین (۱۴۱۳). تقریرات ثالث. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
جزیری، عبدالرحمن و غروی، سید محمداسراء (۱۴۱۹). الفقه علی المذاهب الاربعة و المذهب أهل البیت علیهم‌السلام. بیروت: دارالثقلین.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (۱۳۸۲). فلسفه اعلی در علم حقوق. تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (۱۳۸۰). فلسفه حقوق مدنی. تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (۱۳۹۵). الفارق. تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (۱۳۷۹). مجموعه محشی قانون مدنی. تهران: گنج دانش.
جعفری لنگرودی، محمدجعفر (۱۳۹۱). مبسوط در ترمینولوژی حقوق. تهران: گنج دانش.
حائری، سید کاظم (۱۴۲۳). فقه العقود. قم: مجمع اندیشه اسلامی.
حر عاملی، محمدحسن (۱۴۰۹). وسائل الشیعة. قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام.
حکیم، سید محسن (۱۴۱۶). مستمسک العروة الوثقی. قم: مؤسسه دار التفسیر.
حلّی مقداد، یوسف بن عبدال (۱۴۰۳). نضد القواعد الفقهیه. قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی.
حلی، ابن ادریس (۱۴۱۰). السرائر. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
حلی، حسن بن یوسف (۱۴۲۰). تحریر الأحکام. قم: مؤسسه امام صادق علیه‌السلام.
حلی، حسن بن یوسف (۱۳۸۸). تذکرة الفقهاء. قم: مؤسسه آل البیت علیهم‌السلام.
حلی، حسن بن یوسف (۱۴۱۳). قواعد الأحکام. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
حلی، محمد بن حسن (۱۳۸۷). ایضاح الفوائد. قم: مؤسسه اسماعیلیان.
حلی، نجم‌الدین جعفر بن حسن (۱۴۱۸). مختصر النافع. قم: مؤسسه المطبوعات الدینیة.
حلی، نجم‌الدین جعفر بن حسن (۱۴۰۸). شرائع الإسلام. قم: مؤسسه اسماعیلیان.
حلّی، یحیی بن سعید (۱۳۹۴). نزهة الناظر. قم: منشورات الرضی.
خمینی، سید روح‌الله (۱۴۲۰). الرسائل العشرة. قم: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس‌سره.
خمینی، سید روح‌الله (۱۴۲۱). کتاب البیع. تهران: مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی قدس‌سره.
خویی، سید ابوالقاسم (بی‌تا). مصباح الفقاهه. بی‌جا، بینا.
خویی، سید ابوالقاسم (۱۴۳۰). التنقیح فی شرح المکاسب. مؤسسه إحیاء آثار الإمام الخوئی، بی‌جا.
سبزواری، محمد باقر (۱۴۲۳). کفایة الأحکام. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
سنحوری، عبدالرزاق (بی‌تا). الوسیط فی شرح القانون المدنی. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.
شهبازی، محمدحسین (۱۳۹۳). مبانی لزوم و جواز اعمال حقوقی. تهران: میزان.
شهیدی، مهدی (۱۳۹۳). تشکیل قراردادها. تهران: مجمع علمی و فرهنگی مجد.
صفایی، سید حسن و امامی، اسدالله (۱۴۰۳). مختصر حقوق خانواده. تهران: میزان.
طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم (۱۴۱۴). تکمله العروة الوثقی. قم: کتابفروشی داوری.
طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم (۱۴۱۹). العروة الوثقی. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
طباطبایی یزدی، سید محمدکاظم (۱۴۲۱). حاشیة المکاسب. قم: مؤسسه اسماعیلیان.
طوسی، ابوجعفر محمد بن حسن (۱۳۸۷). المبسوط. تهران: المکتبة المرتضویة.
طوسی، محمد بن علی (۱۴۰۸). الوسیلة. قم: کتابخانه آیت‌الله مرعشی.
عاملی، زین‌الدین بن علی (۱۴۱۰). الروضة البهیة. قم: کتابفروشی داوری.
عاملی، زین‌الدین بن علی (۱۴۱۳). مسالک الأفهام. قم: مؤسسه المعارف الإسلامیة.
عاملی، سید جواد (۱۴۱۹). مفتاح الکرامة. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
عاملی، محمد بن مکی (۱۴۱۷). الدروس. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
عاملی، محمد بن مکی (بی‌تا). القواعد و الفوائد. قم: کتابفروشی مفید.
عدالن آل قاره، عطیه (۲۰۱۰). موسوعة القواعد الفقهیه. دار القمه و دار الایمان، اول، اسکندریه.
فصیحی‌زاده، علیرضا (۱۳۸۰). اذن و آثار حقوقی آن. قم: بوستان کتاب قم.
قمّی، ابوالقاسم (۱۴۱۳). جامع الشتات. تهران: مؤسسه کیهان.
قنواتی، جلیل (۱۳۸۳). مطالعه تطبیقی ایجاب و قبول. قم: بوستان کتاب قم.
کاتوزیان، ناصر (۱۳۷۰). حقوق مدنی (ایقاع). تهران: یلدا.
کاتوزیان، ناصر (۱۳۸۷). حقوق مدنی (عطا). تهران: گنج دانش.
کاسانی، علاءالدین ابوبکر بن مسعود (۱۴۱۷). بدائع الصنائع. بیروت: دارالفکر.
کاشف الغطاء، محمدحسین (۱۳۷۹). تحریر المجله. نجف: المکتبة المرتضویة.
کلینی، محمد بن یعقوب (۱۴۰۷). الکافی. تهران: دارالکتب الإسلامیة.
مراغی، میر فتاح (۱۴۱۷). العناوین الفقهیه. قم: دفتر انتشارات اسلامی.
مشکینی، علی (بی‌تا). مصطلحات الفقهی. بی‌نا، بی‌جا.
ناصیف، اس‌ی (۲۰۱۱). موسوعة العقود المدنیة و التجاریة. بی‌نا، بی‌جا.
نائینی، محمدحسین (۱۳۷۳). منیة الطالب. تهران: المکتبة المحمدیة، اول.
نجفی، محمدحسن (۱۴۰۴). جواهرالکلام. بیروت: دار إحیاء التراث العربی.