نوع مقاله : مقاله پژوهشی
نویسنده
دانشیار گروه حقوق خصوصی، دانشکده حقوق دانشگاه قم
چکیده
کلیدواژهها
عنوان مقاله [English]
نویسنده [English]
Despite the small number of jurisprudential verses of the Quran, from the point of view of renowned Islamic scholars, the Holy Quran is considered the most important source in the process of ijtihad by both sects. One of the objections to the consensus in Imami jurisprudence is the lack of attention to the Holy Quran in inference. The present article is a monograph of the author's grand design, which has made the examination of the reference to the Quran by jurists in verses related to the vital issue of the family the focus of his efforts. In this article, by referring to the heritage of Islamic jurisprudence, especially Imami jurisprudence from the beginning to the present time, we have tried to show the serious attention of Islamic jurists to the Holy Quran in important issues of family jurisprudence, which is derived from verse 21 of Surah Ar-Rum, by introducing subsidiary rulings such as: the impermissibility of marriage with a non-Muslim and the failure to implement the hadd qat in the theft of each other's property by spouses, and to pave the way for a more real and non-slogan presence of this holy book in jurisprudential inference.holy book in jurisprudential inference
کلیدواژهها [English]
با وجود انتقاد قابل تأمل «کماعتنایی به قرآن کریم در استنباط فقهی امامیه»، با مراجعه به تألیفات معتبر فقهی نشان دادیم که در قلمرو حقوق خانواده، قرآن کریم و بهطور مشخص آیه 21 سوره روم که از آن با عنوان «آیه مودت و رحمت» یاد کردیم، مورد اعتنای فقها نهتنها در تبیین مفهوم نکاح؛ بلکه در استخراج چندین حکم فقهی واقع شده است. اهم احکامی که از منظر یاد شده به آن دست یافتیم، عبارت است از منع ازدواج با کافره، تجویز نکاح با غیرمحارم و محرمیت و ممنوعیت ازدواج با محارم و غیرمحارم، استحباب نکاح و کراهت عزوبت، سختگیری در مقررات طلاق و بالاخره عدم اجرای حد سرقت نسبت به زوجین. پارهای از این استنتاجات، مطابق مصطلح در دانش اصول فقه بر منهج فقه امامیه؛ نه بهعنوان دلیل بلکه نهایتاً بهعنوان تأیید قابل عرضه هستند. البته پارهای دیگر در اندازه حجت شرعی برای حکم فقهی عرضاندام کردهاند. توجه به این مهم میتواند نشان دهنده اهتمام فقها به قرآن کریم بهعنوان اصلیترین منبع اجتهاد در استخراج احکام جزئی فقهی در موضوعات حیاتی مربوط به «فقه الاسره» یا «همان حقوق خانواده» قلمداد شود که به نوبه خود میتواند به حضور جدیتر قرآن کریم در استنباطات فقهی کمک نماید. همچنین جا دارد قانونگذار نظام اسلامی نیز در مقام تقنین از مفاهیم اصیل قرآنی مانند «مودت و رحمت و سکونت» و احکام فقهی مستفاد از آیه مورد بحث که در قالب قانون در آمدهاند به نحو مناسبتری در تعریف ازدواج و آثار مترتب بر آن بهره بگیرد و از این جهت، از کشورهای اسلامی سنّی عقب نماند!.